اول مهر،کلاس چهارم
درخــــت تـــــــــوگـــربـــاردانـــــــش بگیـــرد بــــــه زیــــرآوری چــــــرخ نیلـــــوفری را

سلام،سلام،صدتاسلام.مامان اومده با یه عالمه خبر.امروز روزاول مهربودوشما واردکلاس
چهارم شدی،ایشالله بری دانشگاه و به مدارج بالا برسی گل پسری من
تا مامان تورو ببینه و ذوق مرگ شه.خب بریم سراغ خبرها.از شانس و اقبال بد
امروزشما مریض بودیو من هردرمانی به کاربردم افاقه نکرد،اما صبح شمارو آماده
کردم وباهم رفتیم مدرسه.چه حال وهوایی بودهمه خوشحال و سرحال بودن اما شما
بی حال بودی وبه اجبارسر صف موندی و همش بهم میگفتی منو زودببر،منم موندم تا
زنگ تفریح خورد،با معلم جدیدت خانوم نویدی آشناشدم و کتاب و برنامه کلاسیتو گرفتم
با اجازه ی اونا چون خیلی حالت بد بوداومدیم خونه،البته مامان پارساهم همراهمون اومد.
اینم چندتا از عکس های مدرسه

از زیرقرآن ردشدی، ان شالله که درپناه قرآن کلاس چهارم برات راحت باشه



اینم ازکتاب های امسال،البته هنوز دوتاش مونده

بعدازظهرهم خیلی سریع برات نوبت دکترگرفتم و همراه بابا شمارو بردیم پیش آقای
دکترقاهری،چون فقط به دست ایشون خوب میشی.آقای دکترهم برات اسپری نوشت
گفت وضع سینه ات خیلی خرابه اگه مواظب نباشی کارت به بستری میکشه

توی مطب دکتر

دعامیکنم زیراین سقف بلند،روی دامن زمین،هرکجاخسته شدی،
یا که پرغصه شدی،دستی ازغیب به دادت برسد،وچه زیباست که
آن دست خـــــــــــــــــــداباشد و بـــــــــــــــــــس



اول مهر،کلاس چهارم
